ابن الكلبي

17

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

به فرمان خداى به ساختن كشتى پرداخت و بر آن بر نشست . طوفان بالا گرفت و زمين را يكسره بپوشانيد و آب طوفان اين بتان را از كوه « نود » به زمين فرود آورد ، و جريان آب از زمينى به زمين ديگر بشدت مىرفت تا آن بتان را به سرزمين « جده » بينداخت . آنگاه آب فرو نشست و بتان بر كنار دريا بماندند و باد بر آنها وزيدن گرفت تا آنها را به خاك بپوشانيد . بعدها پس از طوفان و فرو نشستن آب چون عمرو بن لحى بر مكة چيره شد ، قوم « جرهم » را از مكة بيرون راند و خود پرده دارى كعبه را به گردن گرفت . وى يارى از پريان داشت كه به او گفت ، شتاب كن به رفتن و كوچيدن از « تهامه » و برو به ساحل « جده » ، در آنجا بتانى مىبينى ، پس آنها را ببر به « تهامه » و باك مدار . پس عرب را به پرستش آنها بخوان ترا أجابت خواهند كرد . عمرو به ساحل « جده » شد ، و بتان را از زير خاك برآورد و برداشت و به « تهامه » برد و موسم حج فرا رسيد ، و عرب را يكسر به پرستش آنان بخواند و هر يك را به قبيله‌اى داد و در نواحي مختلف به شرح مذكور درين كتاب نصب كردند [ 20 ] و بيشترين سكنهء سرزمينهاى عرب به بت پرستى روى آوردند و به پرستش بتان پرداختند . رجزهاى مشركان هنگام تلبيه و گزاردن حج هشام در آستانهء ورود به بيان تاريخچهء بت پرستى عرب جاهلى مىنويسد : چون فرزندان إسماعيل از مكة براى فراهم آوردن وسيلهء معاش

--> [ 20 ] بنگريد به صفحات 132 تا 153 كتاب حاضر و صفحات 51 تا 58 متن عربي اين كتاب .